بیایید کجور راآباد کنیم

برای ابادانی کجور دست همه فرزندان کجور رابه یاری می طلبیم
 
روستای کندلوس وجشن فردینه ماه 1522 تبری
ساعت ۳:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۱  

زمان لحظه شماری می کرد. کندلوس دگربار شاهد دیدار فرزندان خود بود. یکی پس از دیگری می آمدند. خانه های خاموش و پر از سکوت آهسته آهسته نجوا می کردند و از دریچه ها ی آنان نور می پاشید. مردم چشم انتظار لحظه ها تا رسیدن به قله شادی ها به عقربه ها می نگریستند. هنگامه غروب، شیرزنان دهکده کندلوس با لباس های محلی در حال تدارک جشن فردینماشو سر از پا نمی شناختند. شب انتظار به پایان آمد. صبح صادق دمید. خروس دهکده پیام آور سپیدی ها اذان می زد. قوقولی قوقو خیر و خش. آفتاب دگرباره درخشید. در حیاط مشترک جیر سری به همت عمو نامدار و عمو افراسیاب اجاقی برپا شد. خاله فخری و خاله نساء زنان طایفه خود را جمع کرده تا اینکه آش جشن را آماده کنند. هریک به فراخور حال خود کمک می کردند. از کوچک و بزرگ همگی شور و شوق همیاری در سیمایشان موج می زد. در جور سری نیز بوی نان داغ کوچه های پر از سکوت دهکده را فرا گرفته بود و یاد شیرزن دهکده مشتی شکوفه را که در تمام کارهای جشن پیش قراول بود، در همه اذهان زنده می کرد. جماعتی دیگر در کنار تنور سرگرم پختن و رنگ کردن تخم مرغ بودند و زیر لب سرود « فردینماشو یعنی که دلخشی / جمع بووئم همه با خیر و خشی / قدر هم دنم و با هم ووئم / گت و کچیک حتی با شه بامشی» را زمزمه می کردند و غبار غم را با نسیم شادمانی از دل های به درد نشسته می زدودند. خاله مولود برای فردینماشو نذر کرده بود تا آش دوغ بپزد. تدارک آش دوغ  جور سری یادآور خاطرات زیبای همدلی و همزبانی گذشتگان فهیم ماست. زنان و دختران جلیقه بر تن و مرجومه بر سر شادمانی را همساری[1] می کردند. گویی گل های هزار رنگ گلستان کندلوس با نغمه های باد می رقصیدند. صدای دکمه های نقره ای جلیقه ها چه نغمه دل انگیزی را خلق می کرد « در گلستانۀ هر کوچه/ چه بوی علفی می آمد/     چپری بود/ پی اش جا پای خدا»  و مخمل هزار رنگ در دامان طبیعت سبز البرز چه زیبا و دل انگیز بود. هیاهوی کودکان سکوت هر کوی و برزن را می شکست. کودکانی که کمتر در کوچه پس کوچه های ده یکدیگر را دیده بودند و یا می دانستند که می توان در کوچه ها فریاد کشید، نظاره گر بازی های پرجنب و جوش چال چاش بودند و وفاق و همدلی و شور و هیجان بازی های گذشته را با جان و دل لمس می کردند. ناری ناری ناری کا دوباره از سر گرفته شد. ملا کلا که نامش نیز گواه داناییهاست، چه شور و هیجانی را در پختن آش و نان از خود نشان می داد. جوی میان دهکده که مدتها روزه داری می کرد غافل از راه خویش در انتظار دیداری دگربار به رود می پیوست. از درون خانه ها بوی غذاهای محلی در جای جای دهکده پیچیده بود. روح عباس سینه پر و شکوفه از لابلای کله چوها نظاره گر آنهمه شادی و شادمانی بود، لت های غریب شاهد بازی چال چاش دایی ربیع و همسالانش بود. زمین بازی به وجد آمده بود. صدای دلنشین سرنا برخاست. روح عشق دگربار به جان دهکده دمید. تصاویر زیبای خاطرات و شادیهای عروسی دیروز نوازشگر چشمان هر بیننده بود. روح مرحوم شاهرخ کرمانی نظاره گر سرنا نوازان جوان دهکده بود که به استقبال قدوم بزرگان «پیش نوازی» می نواختند. شور و شعفی در چهره مردمان بود که از نهادشان برخاسته بود گوئیا ذاتشان با این صدا آشناست و این صدا با روح آنان پیوندی دیرینه دارد و گویی این نغمه های دل انگیز را در سرشت آنان نهاده اند. خروار و خاک در زیر سنگفرش ها به رقص آمده بودند. نغمه یادش بخیر پارپیرار را سر می دادند. اردشیر سما مقوم می نواخت. جوانان با قریحه کندلوس با لباس های محلی با چوبدستی حرکات موزونی اجرا می کردند و سرانجام چو سما یا رقص چوب را به نمایش گذاشته بودند. ملا کلا رقصید، خورشید به وجد آمد، کله چو در سماع بود. صخره ها می گفتند سال هاست ما چنین شادمانی را ندیده ایم. کم کم از خاطرمان رفته بود. سراسر شادی و شادمانی به چه آسانی، همه با هم در کنار هم یار و غمخوار هم بودند.  چهره های پرچین و چروک سالخوردگان که از داغ فراق نیز سوخته بودند چون گل از گل می شکفتند. خاطرات گذشته، غبار غم را می زدودند و اشک شوق (اسری) چون دُر از گونه ها می غلطید و قطره قطره چون باران بهاری بر زمین  پاک می ریخت.لانه گنجشک ها در زیر شیروانی های کله چو پر از شادمانی شد.

جمعیت به جلوی حمام دهکده آمده بودند. «هشتی پش» یادآور عروسیهای گذشته و خاطرات شیرین پدرانمان را تکرار می کرد. «ماپره چشمه» صدای پای مینا را می شنید. می غرید و رقص کنان می رفت. جهانشیر چه زیبا از دو خردسال عروس و داماد درست کرده بود. نمایش هنرمندانه، سنت های شادمانه عروسی دیروز همه را به وجد آورده بود. عروس کوچولو بر اسب سوار بود. اسب دیگر به دنبال عروس جهیزیه و خرجی بار می برد. صدای حضور همه جا را گرفته بود و به تن خسته و رنجور دهکده حیات دمید. در جلوی عروس و داماد همه رقص کنان شاباش می دادند، شادمانی به همه ارزانی. و چه زیبا داماد کوچولو انار را پرتاب می کرد.

سرنا، می نواخت. طبل، می کوبید. همه و همه بر گوشهای انتظار می نواختند و سینه های غبار گرفته در دنیای ماشینی امروز را لایروبی می کردند. عاطفه ها شکوفه می زد و چون شهد بر کام مردمان شیرین.

و امّا بعد از ساعاتی آش آماده بود، به میهمانان آش می دادند. همگی در کنار هم و در کنار اجاق و دیگ ایستاده  نشسته آش می خوردند. فردینماشو  از شب تا صبح و از صبح تا به شب وامدار شد و تا شاید او نیز چون دیگر سربازان شادیها همچون جشن تیرگان و بیست و شش نوروز ماه و چهارشنبه سوری و نوروز به جنگ لشکر غم روند. فردینما خود چون درختی که بر کاروان خسته از سفر و سوخته از آفتاب سایه ساری می سازد، بر مردم خسته دیار، نیز سایه سار شادمانی شد، تا نفسی تازه کنند و در این میان کبوتران عشق و قاصدان جشن و سرور بر زمین و دیوارها بذر شادمانه می پاشیدند  و قطره قطره آب بر پای این نونهال می ریختند تا درخت فردینما روز به روز قرص و تنومند گردد. امید آن داریم که باد صبا بذر فردینماشو را به جای جای این سرزمین برده و هدهد خوش خبر نیز این پایکوبی را به گوش صاحب منصبان زر و زور برساند تا در هر زمان و در هر کجا شاهد جشن و سرور و پایکوبی مردم درد کشیدۀ  دیارمان باشیم.  .... فرهود جلالی کندلوسی....

 برگرفته از دهکده جهانی پارپیرار



 
معرفی بخش کجور
ساعت ۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٤  

کجور در یک نگاه
کجورنام منطقه ای است از طبرستان ( مازندران کنونی ) که در قدیم رویان خوانده می شد.این منطقه قصبۀ مرکزی دهستان بلده در بخش مرکزی شهرستان نوشهر است.در سال 740 هجری برابر با 1240 میلادی استاندار جلال الدوله اسکندر بن زیاد شروع به تجدید بنای قلعه شهر کجور کرده بود و چون این این شهر در موقع تاخت و تاز مغول خراب و ویران شد وی در سال 746 هجری در اطراف آن شهر بارو کشید و بنای آن را تجدید نمود. از نظر جغرافیایی این منطقه بین دو کوه دماوند وعلم کوه واقع شده است.

در این منطقه گلهای زینتی و میوه های فصلی به وفور یافت می شود. تنوع جانوری در این منطقه بسیار زیاد است که شامل جانوران اهلی و غیر اهلی می شود. مردم این منطقه اغلب به کار کشاورزی و دامپروری مشغول هستند.

دین اکثریت این منطقه اسلام و مذهب شیعه می باشد. سکنه منطقه رانیز گیلک ها و خواجه وندها تشکیل می دهند. منطقه کجور به علت داشتن وسعت مراتع دارای پراکندگی نسبی است و اکثر روستاها از هم فاصله دارند. منطقه کجور شامل 14 تابعه می باشد که هر کدام شامل دهستان ها و روستاهای مختلفی است.

 منطقۀ کجور دارای آموزش و پرورش،بخشداری،ثبت احوال،کمیته امداد و نیز موزۀ مردم شناسی کندلوس و... می باشد.

 قلمرو جغرافیایی :

 منطقه کجور بین کوه دماوند و علم کوه و یا به عبارتی دیگر بین دو دره هراز و چالوس واقع شده است . این منطقه از مغرب به چالوس ، از مشرق به سولده نور ، ازجنوی به نور و از شمال به دریای خزر مشرف است.

همان طور که گفته شد این منطقه دارای 14 تابعه می باشد که عبارتند از :

 1- بلده : بلده وخورشید رستاق 2- انگاس: انگاس - انگیل - بدیع خیل - چمرکوه - ورزان - گنگر- هما رخیل - خواچک - کم چاک - نیتل – پی چلو 3- بندپی : نجارده - نصر آباد 4- چلندر: علی آباد - تازه آباد - امزی ده - انار وار - چلندر - چالک - دزدک - حوض کوتی - ملکار - سنگ سرا 5- فیروزکلا علیا : علوی کلا- عزت-کابولج - شن کنا - منوچهر کلا - میانک - میانشهر - ملا کلا - مندل - پیمت - وازک 6-گیران:علی آباد - بینتاسی - ده گیری - حبیب آباد- خیرسر- خواچک - هلستان - حسن آباد - حسین آباد - کولکسرا-کرکرورسر(کورکورسر)- مجید آباد - موسی آباد- نیرنگ - پالوچ ده - سنگ تجن – شریعت آباد – شکری کلا - تازه آباد 7- کچه رستاق: المده – بازیار کلا - بلحکان - فیلمرز-فلزی کلا - حسن آباد - هنرومرز- کچه آباد - کچه رو- نوده - سیاهرود-زرین کلا – بنجو کول 8- کالج : بون- دانکوه - کاسگر- محله – کنلگ رود - لزیر- نشو- پس پرس - کلوسر - سنگ نو - تاچکی - ترک ده 9- کلورودپی - خضرتیزه-کهیر-نارینج بن - پاشا کلا - ونوش – صلاح الدین کلا 10- خیرودکنار : آب بندانک - اسب سمده - درزی کلا - خیرود کنار - لیتنگان – مارگیر ده - ورودی - سعادت آباد- شب حسن کج (شبخوس کاج )- شمع جاران - سلطان علی کیا 11- کوهپر : آل دره - اویل - نامخال - بالو - چار - چورن - حیرت - کترکلا - کوشکک - لاشک کنار - نیمور-ناسنگ - سمور-پول - لاشک - ولسپ (دلسب)- ویسر 12- پنجک رستاق : بسطام – بانذر - چتن - دشت نظیر - نیرس - فیروز آباد - حسن آباد کیلکو – سما - منجیر 13- زانوس رستاق : آستانکرود - دونگسی - لته پشت -گیل کلا - کندلوس (میخساز) - ملا کلا - خوش – کینج - کیاکلا - کوش - لکتور-لرگان - لزورینگ - ملا - نعل - نیچکوه - پیده - ساس (اسلام آباد)- ستوک ( سی تک ) – اطاقسرا 14- زندرستاق : امیرآباد - مرزن آباد - گندرود - کرت کلا - لیکش - پایین سرا - سروی - سیاه کلا - سنگر – ولمه

اماکنی نیز در این منطقه وجود دارند که تا حدودی بوی آبادی می دهند اما آبادی مطلق نیستند و به عنوان چراگاه دام ها و یا آبادی های مخروبه به حساب می آیند که جمعیت شان از ده خانوار تجاوز نمی کند؛ از جمله این آبادی ها می توان اجو ، دلم ، دیماکرود ، کانی ، گرم دره ، بدیع خیل ، قلعه کتی و حنی سک را نام برد.

آب و هوا :

 منطقه کجور دارای آب وهوایی معتدل و مر طوب می باشد. هوا در اکثر مواقع نظم فصلی ندارد و به همین علت نمی توان آن را به وضوح در یکی از گروه های فصلی قرار داد. زمستان های این منطقه بسیار سرد و با بارش برف همراه است و دارای تابستان هایی معتدل و مرطوب است. میزان بارندگی در این منطقه بسیار زیاد است و همین امر موجب تنوع پوشش گیاهی شده است. پوشش گیاهی مردم منطقه را به امر کشاورزی ، زراعت و باغداری واداشته است .

 کوهها و رودخانه ها :

 همان طور که در معرفی منطقه اشاره شد این منطقه بین دو کوه دماوند و علم کوه ونیز دو ده هراز و چالوس واقع شده است. اما علاوه بر این کوه هایی کم و بیش مرتفع و رودخانه های پرآبی در این منطقه وجود دارد.این منطقه دارای چشمه های آب گرم می باشد که هر ساله جمعیت زیادی را به خود جلب می کند.

منابع طبیعی :

 استان مازندران به ویژه دامنه سلسله جبال البرز دارای درختان جنگلی و پوشش گیاهی انبوهی است. منطقه کجور نیز به علت واقع شدن در این استان و قرارگیری آن در دامنه ها وارتفاعات دارای پوشش گیاهی غنی است . از طبیعت این منطقه جنگل های بی شمار و دشت هایی بی نظیر را می توان نام برد که جلوه آن نظر هر بیننده ای را جلب می کند.

همچنین منطقه کجور به علت داشتن گیاهان زینتی و دارویی آن را معرف خاص و عام کرده است.

حیات وحش :

 این منطقه به علت داشتن آب و هوای معتدل و مرطوب و پوشش گیاهی و جنگلی انبوه و دارا بودن دشت های مرتفع و علفزارها ، دارای جانوران متنوعی می باشد که بسیاری از آنها کمیاب یا حتی نایا ب در اکثر نقاط کشور و در بعضی موارد ، دنیا می باشد که به دلیل حمایت نکردن و گمنام ماندن بعضی از آنها متاسفانه در حال انقراض می باشند و یا منقرض شده اند.(مثل پلنگ)

فرهنگ عامه :

 مردم منطقه بخصوص بومیان منطقه سفید پوست در بعضی موارد بور و چشم آبی هستند . عموما با هوش و با استعداد و مردم زحمتکش و مهربان و دلسوز و میهمانواز هستند . چندان به فکر مال دنیا نیستند و عموما قانع و کمتر بلند پروازی می کنند . اگر محبتی در حق شان شود محال است آن را بی پاسخ بگذارند در این منطقه سرقت ، قتل ، جنایت خیلی کم اتفاق می افتد وبا آن که نه ماه از سال اکثر خانه ها خالی از سکنه است و درها همه باز است کمتر پیش آمده که چیزی به سرقت رفته باشد.

این مردم برای حفظ آبروی شان بسیار اهمیت قائلند اما اگر پردۀ گفتارشان با یکی پاره شد دیگر از گفتن حرفی یا تهمتی رویگردان نیستند .بازار شایعه به دلیل بیکاری و نبودن سرگرمی همیشه گرم است .برای حق نان ونمک احترام قائلند .در این منطقه به علت بافت عمیق خانوادگی زنان از مردان رو نمی گیرند تمام عقد ها در اینجا عقد دائم است.

به ندرت پیش آمده که زنی طلاق گرفته باشد . زنان بیشتر از مردان برای تامین هزینه زندگی و خانواده تلاش می کنند . اکثر زنان قبل از شروع کار روزانه یک بار به جنگل می روند و هیزم مورد نیاز خانه را تامین می کنند .سپس بجز خانه داری در گله داری و کشاورزی دوش به دوش مرد خانه خود کار می کنند .

آسیا کردن گندم ، سفید کردن خانه ، شکستن هیزم برای تنور ، دوشیدن گاو ، جالیز کاری ، کاشتن سبزی ، ازجمله وظایف زن محسوب می شود . اگر چه مراسم و آیین های سنتی آنان روبه انقراض است اما هنوز در گوشه و کنار دهکده ها کجور روح تعاون و همیاری دیده می شو د.

گویش محلی :

 لهجه مردم منطقه کجور اکثرا مازندرانی و در بعضی از مناطق خواجه وندی هم صحبت می کنند که به نوعی لهجه کردی محسوب می شود .

آداب و سنن :

یکی از مسائلی که وضع یک منطقه را مشخص می کند دانستن آداب و سنن آن منطقه است که موضوعات زیر از اهم آنها بشمار می آید : تولد : وقتی کودکی متولد می شود موارد ذیل انجام می گیرد:

 - شستشو و غسل نوزاد 

- زدن ناف نوزاد - خواندن اذان و اقامه در گوشهای راست و چپ نوزاد

 - قنداق کردن

 - قبل از این که کودک به دو روز برسد اسم برایش انتخاب می کنند 

 - اغلب نام گذاری به عهده پدربزرگ و مادر بزرگ بود 

 - ایام و اعیاد نقش زیادی در نام گذاری دارند 

 - شش روز بعد از تولد شب ششم (یا همان پنج و یک)را جشن می گیرند 

 - روز هفتم اسخاره می گیرند و نوزاد رو به گهواره می بندند

 - ده روز بعد از تولد نوزاد را به حمام می بردند و به حمامی سور می دهند 

 - پس از چهل روز مادر و کودک را باهم به حمام می بردند که به اصتلاح آب چله می گویند.



 
معرفی روستای مونج
ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/٤  

مونج

روستای مونج از توابع بخش کجور شهرستان نوشهر در استان مازندران می باشد.این ده دردامن سرسبز البز واقع شده است.

   این روستا از شمال به روستای خوشل و از جنوب به روستای میخساز و ازشرق به رشته کوههای البرز و ازغرب به روستای زانوس محدود میباشد.

   مونج از امکاناتی چون برق و تلفن برخوردار وازنعمتی چون آب آشامیدنی لوله کشیده شده محروم است . درحال حاضر مردم درتلاش هستند تا این مشکل مهم را حل کنند. سوخت مونج نفت سفید است.

مردم ده اغلب کشاورز و دامدار هستند و از این راه زندگی خود را تامین می کنند . البته وجود روستای کندلوس در جوار مونج و کارخانه گیاهان دارویی در این روستا باعث شده عده ای در آنها مشغول به کارشوند. 

   اهالی مونج اغلب کشاورز و دامدار هستند . بعضی ها به بنایی و شغل های دیگر نیز مشغولند .

   این روستا دسخوش حوادث زیادی شده و ساکنین قبلی خود را از دست داده وساکنان جدیدی را به خود می بیند.

    این ساکنان جدید کرد های مهاجر هستند که برای حفاظت از مرزهای کجورباستان به شمال کشور و به کجور مازندران آمدند .

 جمعیت روستا از دویست نفر تجاوز نمی کند. به علت کمبود امکانات رفایی این جمعیت کم نیز به شهر پناهنده شدند. وتابستانها به روستا باز گشته و تابستان گذی می کنند.

برگرفته از وبلاگ کجور سرسبز



 
حماسه 22خرداد ادامه راه22بهمن است
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٩  

تحریف برای کدام منظور؟

جناب دکتر احمدی نژاد

ریس جمهورعزیز ومحبوب ایران

 

با عرض سلام وادب اینجانب به عنوان قطره ای ازدریای خروشان مردم ایران مفتخرم که در این حماسه خیره کننده حضور داشتم وشعور خویش رابه زنجیره ا ی ازملت آگاه پیوند زدم این درک صحیح ملت  که هدیه جاوید خمینی کبیر وجانشین بی بدیلش می باشد قدرمیدانم به عرض میرسانم که گوش به فرمان رهبر عزیز خدمت به مردم ودولت خدمتگزار را وظیفه خود میدانم

از آنجایی که این انقلاب بزرگ  در صحنه های مختلف روز به روز بر توان وظرفیت آن افزوده میشود بر ماست با افزایش توان وظرفیت خود این هدیه الهی رابه دست  صاحبش  برسانیم مردانی چون حجت الاسلام مهدی کروبی ، مهندس میر حسین موسوی ودکتر محسن رضایی  همچنون مردان بزرگ دیگر این سرزمین سرمایه های این کشور ونظام هستند خدمات وشان آنها را نباید با چند نطق تبلیغات انتخاباتی که تحت تاثیر عوامل خاص ایراد میگردد نادیده گرفت که البته آن جهت گیریها امروز برای آن عزیزان باید به گونه باشد که دشمنان نتوانند آنرا مایه شادی خود وخسران ملت ایران بهره برداری کنند

حماسه 22 خرداد امتداد 22 بهمن است وبر پیروان روح الله  است ضمیربا طن خود رابه آن روح بزرگ پیوند دهند وپالایش خود واطرافیان افق روشن راه را به ریسمان  وحدت وهمبستگی ملی زینت دوباره بخشند وبا بازنگری مجدد به برنامه ها  لغزش های کوچک و دست آویز بدخواهان را به ازرشهای  الگویی وقابل ارایه به دنیا نمایند. 

آروزی توفیق روزافزون برای ملت ایران وسرفرازی برای ریس جمهوری عزیز ایران  خدانگهدارت

 



 
شهرستان عباس اباد
ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱٦  

شهروندان غرب مارندران بخصوص اهالی شهرهای  عباس اباد سلمانشر کلاراباد شهرستان نوتاسیس عباس اباد گامی بزرگ در جهت پیشرفت منطقه مبارک باشد



 
روستای حیرت
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٧  

روستای حیرت

نگاه
حیرت نام روستای بسیار زیبایی در منطقه کجور از توابع شهرستان نوشهر استان مازندران می باشد .

در این روستا گلهای زینتی و میوه های فصلی به وفور یافت می شود. تنوع جانوری در این منطقه بسیار زیاد است که شامل جانوران اهلی و غیر اهلی می شود. مردم این منطقه اغلب به کار کشاورزی و دامپروری مشغول هستند. دین مردم روستا اسلام و مذهبشان شیعه می باشد.

قلمرو جغرافیایی :

روستای حیرت حدود 50 کیلو متری شهر بندری نوشهر واقع شده است . این روستا از شمال به روستاهای گندیسکلا و لشکنار ،ازجنوب به روستای دشت نظیر ، از مشرق به روستای عالیدره و از مغرب به روستای کینس مشرف است.

روستای حیرت دارای پنج بخش می باشد که عبارتند از : گته محله ، اکرشت ، قسبونی سر ، مسیح آباد و زاربن

گته محله : جنوب غربی روستای حیرت را در بر می گیرد و بافت قدیمی روستا محسوب می شود در این بخش خانه های قدیمی بدون سکنه زیادی را می توان مشاهده کرد همچنین حمام قدیمی از جنس ساروج و گنبدی شکل که در حال از بین رفتن است در این منطقه قرار دارد.

اکرشت : شمال غربی روستای حیرت را در بر می گیرد و تقریباً مسطح و دارای باغهای فراوانی می باشد .

قسبونی سر :جنوب غربی روستای حیرت را در بر می گیرد و قبرستان قدیمی و مسجد که از قداست خاصی نزد اهالی منطقه کجور و روستای های اطراف برخوردار است در این بخش قرار دارند .

مسیح آباد : شمال شرقی روستای حیرت را در برمی گیرد و ورودی روستای حیرت در این منطقه است و چشمه و باغهای بسیار زیبایی را در این بخش می توان مشاهده کرد .

زاربن : شمال روستای حیرت را در برگرفته است و بافت تازه روستا محسوب می شود که در حال توسعه می باشد واکنون ساخت و ساز در این بخش رونق خاصی دارد.

با توجه به اینکه مردم روستا در قدیم به آباد کردن زمین اهمیت خیلی زیادی می دادند زمینهای کشاورزی بسیار زیادی را آباد نموده اند مزارع و زمینهای کشاورزی روستای حیرت بسیار گسترده است و تا داخل روستا های اطراف نیز کشیده شده است .

شالیزارهای بسیار زیبای روستای حیرت در دو منطقه دلم در مجاورت روستای کینس و خورشید آباد در مجاورت روستای دشت نظیر قرار دارد ، رودخانه ای که از میان این مزارع می گذرد علاوه بر این که آب مورد نیاز این شالیزارها را تامین می نماید جلوه بسیار زیبایی به این منطقه داده که چشم هر بیننده ای را مجذوب خود خواهد کرد . برنجی که توسط کشاورزان زحمتکش روستای حیرت کشت می شود یکی از مرغوبترین برنجها می باشد و مشتریان بسیار زیادی در منطقه و حتی برخی ازشهرهای استان تهران دارد .

آب و هوا :

روستای حیرت دارای آب وهوایی معتدل و مر طوب می باشد. هوا در اکثر مواقع نظم فصلی ندارد و به همین علت نمی توان آن را به وضوح در یکی از گروه های فصلی قرار داد. زمستان های این منطقه بسیار سرد و با بارش برف همراه است و دارای تابستان هایی معتدل و مرطوب است. میزان بارندگی در این منطقه بسیار زیاد است و همین امر موجب تنوع پوشش گیاهی شده است. پوشش گیاهی مردم منطقه را به امر کشاورزی ، زراعت و باغداری واداشته است . به علت رطوبت کم و شرجی نبودن آب و هوای این روستا هر ساله در کلیه فصول سال شاهد حضور مهمانان بسیار گرانقدری از سراسر کشور در این روستا هستیم .

کوهها و رودخانه ها :

علاوه بر کوه هایی کم و بیش مرتفع و رودخانه دلم که در کنار این روستا وجود دارد.این منطقه دارای چشمه های آب گرم زیادی می باشد که هر ساله جمعیت زیادی را به خود جلب می کند.

رودخانه دلم رود که یکی از شاخه های اصلی رود چالوس است از شالیزارهای این روستا عبور می کند و جلوه ای بسیار زیبا به این روستا بخشیده است .

کوه پرشن در جنوب غربی روستا پوشیده از جنگل انبوه می باشد و غروب های بسیار دل انگیز و زیبایی دارد که واقعاً وصف ناپذیر است.

تپه پی قلا در این تپه نمایی بسیار زیبا از روستای های منطقه و حتی کلاردشت را می توانید به تماشا بنشینید و از این همه زیبایی هایی که خداوند آفریده نهایت استفاده لازم را ببرید .

تپه گردنک مشرف بر روستا است و در بالای تپه تمام زیبایی روستا را می توانید مشاهده کنید .

منابع طبیعی :

استان مازندران به ویژه دامنه سلسله جبال البرز دارای درختان جنگلی و پوشش گیاهی انبوهی است. روستای حیرت نیز به علت واقع شدن در این استان و قرارگیری آن در دامنه ها وارتفاعات دارای پوشش گیاهی غنی است . از طبیعت این منطقه جنگل های بی شمار و دشت هایی بی نظیر را می توان نام برد که جلوه آن نظر هر بیننده ای را جلب می کند.

جنگل پرشن که دارای پوشش گیاهی بسیار عالی می باشد که الحمدالله تا کنون دست نخورده باقی مانده است .

رودخانه دلم رود که یکی از دو شاخه اصلی رود چالوس می باشد و به دریای مازندران می ریزد قابل ماهیگیری است و انواع ماهیها بویژه قزل آلای حیرت در آن یافت می شود.

چشمه های آب گرم دلم معروف به لارو

چشمه های متعدد کچل ، کنسنو ، سر چشمه، دل دل چشمه ، کچیک چشمه، گته چشمه ، دروزن چشمه و چشمه های درلو دره و چشمه های متعدد ازرچال و ...

همچنین روستای حیرت به علت داشتن گیاهان زینتی و دارویی آن را معرف خاص و عام کرده است که در بخش گیا هان داروئی به چند نمونه و خاصیت های داروئی آن اشاره خواهیم کرد.

حیات وحش منطقه کجور و روستای حیرت :

منطقه کجور و روستای حیرت به علت داشتن آب و هوای معتدل و مرطوب و پوشش گیاهی و جنگلی انبوه و دارا بودن دشت های مرتفع و علفزارها ، دارای جانوران متنوعی می باشد که بسیاری از آنها کمیاب یا حتی نایا ب در اکثر نقاط کشور و در بعضی موارد ، دنیا می باشد که به دلیل حمایت نکردن و گمنام ماندن بعضی از آنها متاسفانه در حال انقراض می باشند و یا منقرض شده اند.(مثل پلنگ)

فرهنگ عامه منطقه کجور و روستای حیرت:

مردم منطقه کجور و روستای حیرت سفید پوست در بعضی موارد بور و چشم آبی هستند . عموما با هوش و با استعداد و مردم زحمتکش و مهربان و دلسوز و میهمانواز هستند . چندان به فکر مال دنیا نیستند و عموما قانع و کمتر بلند پروازی می کنند . اگر محبتی در حق شان شود محال است آن را بی پاسخ بگذارند.

این مردم برای حفظ آبروی شان بسیار اهمیت قائلند اما اگر پردۀ گفتارشان با یکی پاره شد دیگر از گفتن حرفی یا تهمتی رویگردان نیستند .بازار شایعه به دلیل بیکاری و نبودن سرگرمی همیشه گرم است و زنان در این مورد از تبحر بسیار بالاتری نسبت به مردان برخوردارند .مردم روستا برای حق نان ونمک احترام قائلند و احترام خاصی برای افراد مسن و بزرگتر از خود قائلند .در این روستا به علت بافت عمیق خانوادگی زنان از مردان رو نمی گیرند تمام عقد ها در اینجا عقد دائم است. و ازدواج بین جوانان این روستا بسیارمتداول است . عروسی معمولاً در دو روز برگزار می گردد و تمامی اهالی روستا دعوت می شوند و از آداب و رسوم سنتی در اکثر عروسی هااستفاده می شود .

زنان بیشتر از مردان برای تامین هزینه زندگی و خانواده تلاش می کنند . اکثر زنان قبل از شروع کار روزانه نان گرم و تازه ای را برای خانواده می پزند.سپس بجز خانه داری در گله داری و کشاورزی دوش به دوش مرد خانه خود کار می کنند .

آسیا کردن گندم ، سفید کردن خانه ، شکستن هیزم برای تنور ، دوشیدن گاو ، جالیز کاری ، کاشتن سبزی ، ازجمله وظایف زن در چنی قبل محسوب می شد . اگر چه مراسم و آیین های سنتی روستا و منطقه روبه انقراض است اما همچنان می توان بعضی از آیینهای سنتی را در گوشه و کنار روستا مشاهده کرد.

گویش محلی :

لهجه مردم روستای حیرت اکثرا مازندرانی و عده ای هم که از روستا مهاجرت کرده اند فارسی است و لهجه خاصی را نمی توان به عنوان لهجه مردم روستای حیرت نام برد .

آداب و سنن :

یکی از مسائلی که وضع یک منطقه را مشخص می کند دانستن آداب و سنن آن منطقه است که موضوعات زیر از اهم آنها بشمار می آید :

تولد : وقتی کودکی متولد می شود موارد ذیل انجام می گیرد:

- شستشو و غسل نوزاد

- زدن ناف نوزاد - خواندن اذان و اقامه در گوشهای راست و چپ نوزاد

- قنداق کردن

- قبل از این که کودک به دو روز برسد اسم برایش انتخاب می کنند

- اغلب نام گذاری به عهده پدربزرگ و مادر بزرگ بوده اما در حال حاضر بیشتر پدر ومادر کودک نام کودک خود را انتخاب می کنند.

- ایام و اعیاد نقش زیادی در نام گذاری دارند .

- شش روز بعد از تولد شب ششم (یا همان پنج و یک)را جشن می گیرند

- روز هفتم اسخاره می گیرند و نوزاد رو به گهواره می بندند

- ده روز بعد از تولد نوزاد را به حمام می بردند و به حمامی سور می دهند

- پس از چهل روز مادر و کودک را باهم به حمام می بردند که به اصتلاح آب چله می گویند.

الف: خوراکیهای محلّی 

آش رشته

آردیم آش

آش یا پلو که از بلغور گندم درست کنند

انجه پلایا انجه آش

سبزیجات پخته با عدس

پیشت واش

آش با قراقروت

تچ ماچ

پلو با لوبیا ،چغندر ،سیر داغ وقراقروت

ترش پلا

کشک و چغندر

چنگل کشک

آش دوغ

دو آش

حلیم کدو با عدس

کدو قلیه

کدو آب پز

کدو هکشی

 

 

پلو با شیر

گرما س پلا

پلو با ارزن و کشک کوبیده

گورس – آش پلا

پلوی ارزن

گورس پلا

ب: ا نواع نان

معمولاً نان در هر خانه ای بطور مستقل و خصوصی تهیّه می گردد . هر خانه ای یا هر چند خانواری برای خود یک تنور دارند ولی علاوه بر نانهای معمولی و همیشگی نانهای دیگری هم در این دهکده پخته می شود که عبارتند از :

1- کلوا نانی که زیر خاکستر تهیّه می شود

2- کماج نانی که به آن شیر،سرشیر،روغن می افزایند

3- کلاس نانی که با ارزن تهیّه می کنند

4- جونون نان جو

5 – فطیر نان بی مایه

6 – پنجیکش نان معمولی که کشیده و دراز است

7 – راه نون نان روغنی وشیرین مخصوص بانقش ونگاربرای هدیه به مسافر

در قدیم پوست سبز گردو را خشک و آسیا کرده و از گرد آن برای ورآمدن نان استفاده می کردند ( نظیر جوش شیرین امروزی ) .

در گذشته در این روستا ، بافتن جاجیم و گلیم توسط زنان روستا و نمدمالی توسط مردان بسیار متداول بود که به تدریج در حال فراموش شدن است .

برگرفته از وبلاگ  روستای حیرت



 
** نوروز مبارک **
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۸  



 
میلاد مسعود پیامبر بزرگ وخاتم برتمامی موجودات عالم مبارک باد
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٤